close
تبلیغات در اینترنت
چگونه تکاور شویم؟

ویکی چگونه

http://wikihow.rozblog.com/
تبلیغات در دانلود آهنگ تبلیغات در دانلود آهنگ

مطالب پیشنهادی

تبلیغات در پلی سانگ تبلیغات در پلی سانگ تبلیغات در پلی سانگ تبلیغات در پلی سانگ

چگونه تکاور شویم؟

چگونه تکاور شویم؟

هدف اين آموزش ، پيشرفت مهارتهاي جنگي افسران برگزيده و بكارگيري مؤثر افراد نام نويسي كرده  در گروههاي كوچك مي باشد تا در محيطهاي تاكتيكي واقعي زير فشارهاي فكري و جسمي كه شرايطي نزديك به شرايط جنگ واقعي دارند ، رهبري مي شوند . تأكيد اين نيروها پيشرفت مهارتهاي جنگي فردي و قابليتهاي افراد مي باشد . كه از طريق بكارگيري و قوانين رهبري و ترقي مهارتهاي نظامي در برنامه ريزي و تهيه پياده نظام ، هواپيمايي ، تحركهاي هوايي و گردانهاي  آبي ، خاكي مستقل و مأموريتهاي گروهانها در اندازه هاي متفاوت به دست مي آيند .

در سال 1954 تا اوايل 1970 هدف نيروي ارتش ، اگر چه تا حدودي به آن رسيدند ، داشتن يك كماندو با ويژگيهاي خاص در هر گروهان پياده نظام و يك افسر در هر گروهان مي باشد . در سال 1954 در طي تلاشي كه براي دستيابي بهتر به اين هدف صورت پذيرفت ، ارتش نيازمند به تمامي افسران جنگي بود كه شايسته انجام در عملياتهاي هوا براي تكاوران باشند .

از زمان آغاز فعاليت تكاورها تا به حال تغييرات كمي در جريان كار آنها صورت پذيرفته است . تا همين اواخر دوره هاي آموزشي هشت هفته اي  به طول مي انجاميد كه سه مرحله داشت .

امروزه آموزش در طي 61 روز در دو مرحله به صورت زير صورت مي گيرد .

1ـ مرحله قله : « شامل 4 گردان تربيتي تكاور» : به منظور پيشرفت برنامه ريزي شده مهارتهاي نظامي ، دوام تواناييهاي فيزيكي و روحي ، استقامت و اعتماد واحدهاي كوچك جنگي ، رهبر گروه بايد مأموريت را با موفقيت به پايان رساند . 

2ـ مرحله كوه : ( شامل 6 گردان تربيتي تكاور ) : در اين مرحله تأكيد بيشتر بر روي ادامه پيشرفت رهبران جنگي ، افزايش كارآمدي نيروها در شرايط سخت و استرس و فشار فراوان مي باشد . با چنين آموزشهايي توانايي نيروهاي دانشجو در برنامه ريزي و هدايت واحدهاي كوچك افزايش يافته و در حملات هوايي مستقل و يا هماهنگ ، حملات آبي ـ خاكي ، قايقهاي كوچك و عملياتهاي جنگي ريگ در شرايط جنگي نسبتاً سخت در مقابل دشمنان تربيت شده و ماهر مي توانند مهارت كسب كنند .

 

 

 

تکاوران جمهوری اسلامی ایران

در دوران جنگ تحمیلی تلاش تمام ایرانیان در پیكار با متجاوزین عراقی قابل ستایش است. در این میان نیروهای سه گانه ارتش، سپاه پاسداران، بسیج و داوطلبین مردمی برجسته تر است. بدیهی است كه برابر ساختار و چارت سازمانی هر یك از واحدهای ارتش مأموریت های خاص محوله را انجام می دهند.
یگان های تكاور در ساختار ارتش ایران در دهه
۷۰م شامل یگان های تكاور نیروی زمینی و نیروی دریایی بوده است. برابر مفاد استراتژی نظامی ملی ایران، آرایش نظامی از دالان پرداغ تا دهانه فاو در برابر عراق مشتمل بر لشكرهای زرهی، پیاده و پیاده كوهستان، گروه خدمات رزمی هوانیروز، گروه خدمات پشتیبانی رزمی و پایگاه های هوایی بوده است. یگان های تكاور نیروی زمینی در این آرایش نظامی سازماندهی شده بودند و گروه های چندگانه كماندویی نیروی دریایی نیز در آبادان و خرمشهر مستقر شده بودند.
یگان های تكاور نیروی زمینی ارتش برابر استاندارد بین المللی ارتش ها متشكل از كلاه سبزها، كلاه مشكی ها و كلاه قهوه ای ها بود و تفنگداران دریایی ارتش نیز كلاه سبزها بودند. سلسله مراتب استراتژیك ارتش از سطح لشكر به سطح سپاه به رده قرار گاه تعیین شده بود كه پست سازمانی قرارگاه در دوران جنگ بود و قبل از آن ارتش،
۱ ارتش ،۲ ارتش۳ و به این ترتیب بود. قرارگاه جنوب، قرارگاه غرب و قرارگاه شمال غرب به آرایش نظامی یگان های تكاور مستقر در لشكرهای زمینی و با هماهنگی نیروهای هوایی و دریایی به استقرار كماندوهای دریایی و اسكادران های هوایی می پردازند. ۱۴۰۰ كیلومتر مرز مشترك با عراق نیروی زمینی ارتش ایران را از استقرار پرسنلی و رزمی گسترده ای برخوردار گردانیده است. برابر استراتژی نظامی ایران، نیروی زمینی برجسته ترین و قاطع ترین نیروی كشور است كه می تواند در امتداد مرز با عراق عمل كند. بدیهی است كه استعداد یگان های تكاور نیروی زمینی بیش از نیروی دریایی است. پرسنل یگان های تكاور به لحاظ پیچیدگی عملیاتی از دسته های مختلف رزمی جمع آوری شده و در رده یگان های نخبه نظامی یا رزمی Combat Elite Unites سازماندهی می شوند. كمیته تكاور نیروی زمینی و دریایی مسئولیت سازمانی مذكور را دارا هستند. فرمان عملیاتی یگان های تكاور با سایر واحدها و یگان های كلاسیك متفاوت است. یگان های تكاور زمینی و دریایی توانایی لازم را برای هدایت رزمی و در دو سطح تاكتیك و استراتژی را دارا هستند. یگان های مذكور گاه ابزاری برای پیشبرد استراتژی امنیت ملی كشور نیز بوده اند. كلاه سبزها، هوابرد و رنجرها از یگان های تكاور نیروی زمینی در انطباق با شرایط محیطی تاكتیكی جنگی مأموریت های متنوعی را انجام داده اند. فرماندهان یگان های تكاور نیروی زمینی تا رده نیروی زمینی و وزارت دفاع در تدوین و توسعه استراتژی نظامی ملی كشور حضور داشتند. دستورات محوله از طریق فرماندهی مركب نظارت، كنترل، انضباط، آموزش ارتباط و مخابرات و برآورد اطلاعاتی تا رده تیم توزیع می شد.
با شروع جنگ یگان های تكاور در نواحی مختلف مرزی در كنار سایر واحدهای جنگی ارتش به انجام مأموریت ها محوله پرداختند. برجسته ترین مأموریت های محوله
Airborne و Seaborne بود. در واقع بعد سوم عملیات نظامی ارتش به یگان تكاور محول شده بود.
ضمن آنكه متجاوزین عراقی نیز از آرایش نظامی و یگان های تكاور برخوردار بوده در نتیجه ما شاهد انواع و اشكال جنگ های بعد سوم بین واحدها و یگان های تكاور خودی و دشمن عراقی بودیم.
نیروهای تكاور ارتش در سه حوزه آبی _ خاكی جنوب، بیابان و كوهستان غرب و كوهستان جنگل شمالغرب كشور به اجرای مأموریت های بعد سوم جنگ می پرداختند. آنها می بایستی مراقب حملات یگان های تكاور متجاوزین عراقی نیز می بودند كه مانع از صدمات، تلفات و خسارات به یگان های خودی شوند.
یگان های تكاور متجاوزین عراقی بیشتر به سبك و سازمان ارتش های كمونیستی بلوك شرق سابق بود در حالی كه یگان های تكاور ارتش ایران شامل زمینی و دریایی برابر استانداردهای بین المللی به ارتش فدرال آمریكا و ارتش سلطنتی بریتانیا نزدیك تر بود. ارتش ایران در دهه
۷۰م عضو پیمان منطقه ای سنتو بود و یگان های تكاور ارتش نیز در این دوران تجارب خوبی از جنگ با عراقی ها و نیز مكانیسم فكر سازی آنها كسب كرده بود. جنگ ظفار، بازپس گیری جزایر سه گانه ایرانی، جنگ ۱۹۷۵ با متجاوزین عراقی به همراه برگزاری مانورهای مشترك رزمی با كشورهای خارجی و بازی های ورزشی ارتش ها یگان های تكاور ارتش ایران را در سطح بالای تكنیكی، تاكتیكی و حتی در سطح استراتژیك قرار داده بود. كاملا بدیهی بود كه یگان های تكاور زمینی و دریایی ارتش ایران از سه سطح استراتژی، تاكتیك و تكنیك به مراتب بالاتر از یگان های تكاور متجاوزین عراقی بود. یكی از جلوه های بارز آن انطباق با شرایط جغرافیایی بود. انطباق با شرایط سخت كوهستانی برای اعراب بسیار مشكل است. آنها عادت به بیابان سوزان دارند. عملیات آبی _ خاكی و جنگ در شرایط سخت كوهستانی برای یگان های تكاور عراقی فوق العاده مشكل است. این در حالی بود كه یگان های تكاور عراقی در لشكرهای گارد ریاست جمهوری، گارد ویژه ریاست جمهوری و تیپ های هوابرد سازماندهی شده بودند. یكی از نكات برجسته روانشناختی سیاسی و نظامی رژیم سابق عراق استفاده از كلاه بر یا كلاه كج در بین اعضای دولت بود. تمام عراقی های زمان صدام حسین علاقمند بودند كه از این نوع كلاه استفاده كنند. یگان های تكاور ارتش عراقی كه عمدتا از نیروی زمینی بودند از آموزش های Spetznas روسی KSK آلمان شرقی برخوردار بودند. تجارب جنگ افغانستان نشان داد كه نیروهای تكاور روسی توسط جنگجویان افغانی قلع و قمع شدند و حتی جنگ افغانستان سهم استراتژیك در فروپاشی اتحاد شوروی داشت. همچنین تجارب مذكور در دوران جنگ تحمیلی برای یگان های تكاور زمینی و دریایی ارتش ایران فراوان است. تكاوران دریایی در زمان محاصره خرمشهر و آبادان به اجرای عملیات Seaborne و تكاوران زمینی نیز در عملیات غرب و شمال غرب به همراه گروه خدمات رزمی هوانیروز شامل لجستیك و عملیات جنگی به اجرای مأموریت Airborne پرداختند. در این میان می توان از لشكر ۵۸ تكاور، تیپ ۵۵ هوابرد، لشكر ۲۱ پیاده كوهستان و لشكر ۲۳ نوهد نام برد. بسیاری از پرسنل نظامی لشكرهای مذكور جزو لشكرهای واحدهای نخبه رزمی شامل لشكر۱ و لشكر ۲ سابق بودند. همچنین گروه های چندگانه كماندوهای دریایی از كمیته تكاور مستقر در حوزه ناو تیپ چهارم دریایی و سایر واحدهای دریایی جنوب از یگان های برتر رزمی برای عملیات Seaborne محسوب می شدند. به نظر می رسد كه یك عقده و حقارتی از جانب عراقی ها نسبت به ارتش ایران وجود داشت كه جنگ تحمیلی آنها را به اجرای نیات شوم واداشت.
یگان های تكاور از حداكثر انطباق با محیط نظامی و غیرنظامی با اهداف متفاوت برخوردارند. منظور از عملیات
Airborne اعزام به پشت خطوط دشمن و همكاری با نیروهای مخالف دولت دشمن برای انجام عملیات خرابكاری وایذایی است. همچنین یگان های تكاور از اجرای مأموریت های استراتژیك برخوردارند. برای مثال؛ بسیاری از پرسنل یگان های تكاور در عالی ترین سطوح تصمیم گیری ملی كشورهای منطقه حضور دارند و ارتش پاكستان نمونه بارز آن است. یگان های تكاور زمینی ارتش ایران از سال ۱۹۷۵ و نیز در طول سالها جنگ با اكراد مخالف رژیم سابق عراق رایزنی داشت و در بسیاری ازتصمیم گیری های آنها مشاركت داشت.
یگان های تكاور بواسطه لباس، كلاه، تجهیزات، روحیه، انضباط و آئین تكاوری
Ranger Creed برای سایر واحدهای رزمی ارتش یك روحیه و پشتوانه امنیت رزمی تلقی می شوند. در ارتش سابق عراق استفاده غیر اصولی از لباس و كلاه تكاوران برای سیاستمداران تا پلیس راهنمایی و رانندگی، تا نگهبان بانك تا مستخدم مدرسه باعث شده بود كه مردم در مراسم عروسی نیز از همان لباسی استفاه كنند كه صدام حسین برای سان و رژه استفاده می كرد. تخریب استعداد رزمی، پرسنلی و ظواهر نیروهایی تكاور، تخریب قدرت برتر رزمی نیروهای مسلح تلقی می شود.
بسیاری از خلبانان هوایی و هوانیروز شاهدند كه برخی از آنها پس از سقوط در میان نیروهای دشمن عراقی توسط یگان های تكاور نجات یافتند.
بسیاری از ساكنین مناطق مرزی شاهدند كه آزادی آنها از چنگال اسارت، متجاوزین عراقی توسط یگان های تكاور زمینی و دریایی صورت گرفت.
اصولاً یگان های تكاور پس از جنگ های پرتجربه تشكیل می شوند. برای مثال بریتانیا طی جنگ های هند و چین به تشكیل نیروهای تكاور
SAS، SBS و تفنگداران سلطنتی پرداخت. آمریكا پس از جنگ ۱۹۵۳ كره و جنگ ویتنام در دهه ۶۰م به تشكیل واحدهای نخبه رزمی مانند XV۱۱۱ Airborne corps Delta Force پرداختند. فرانسه پس از جنگ های خارجی در آفریقا از میان لژیون های فرانسوی لشكرهای هوابرد و چترباز را گسترش و تعمق داد. مطالعات اخیر نشان می دهد كه بسیاری از بازنشستگان نیروهای مخصوص در كشورهای خارجی برای امور مختلف كشورداری استخدام می شوند.
به نظر می رسد كه یگان های تكاور زمینی و هوایی ارتش ایران در دهه
۷۰ میلادی و در پیشبرد استراتژی منطقه ای كشور تشكیل، بسط و توسعه پیدا كردند. امروزه در كشورهای مختلف جهان NGO هایا سازمان های غیردولتی برای جمع آوری نیروهای تكاور برای امور ورزشی، باشگاه های خصوصی و از این قبیل تحت عنوان Veteran Association تشكیل شده است. انجمن های مذكور برای رسیدگی به اوضاع معیشتی، بكارگیری تجارب و قدردانی از نیروهای مخصوص و تكاور انجام وظیفه می كنند

 

 

تاریخچه تکاوران آمریکا

 

كماندو ها در پاسخ به چالش هايي كه در طي قرن هفدهم بود ، به وجود آمدند . تفاوت هاي عمده با ناهمواريهاي زمين و دشمن كه در دنياي مدرن امروز با آن مواجه هستند به وجود آمد .

سرخ پوستان امريكايي جنگ را به عنوان يگ آزمايش طولاني تصور نمي كردند . آنها از رزم و نبرد هاي رزم آرايي و صف بندي شده متنفر و بيزار بودند . در اثر برخورد با چنين محيطي مصمم تر شده  و به سفر كردن به صورت پياده در مسافت هاي طولاني خو گرفتند و به مخفي شدن و استتار و تجسس در پيدا كردن هدف متمايل شدند و به يورش هاي ويران كننده ، تند و سريع و غافلگير كننده كه حد اكثر وحشت را الغاء مي كرد دست زدند .

تاكتيك ها و شيوه هاي اروپاييان عليه اين تركيب از دشمنان و عوارض زمين كار آمد نبود. بقا ، نياز براي شيوه هاي جديد را ديكته مي كرد . گروه هاي كوچك شروع به بيرون آمدن از مخفي گاههاي خود براي تجسس دشمن كردند و اولين هشدار را زمزمه كردند . جملات و كلماتي چون « امروز به وسعت 9 مايل تصاحب خواهد شد » حاصل تولد چنين اختارهايي بود .

همانطور كه در چوب تراشي و كنده كاري مهارت داشتند ، اين شيوه مبارزه و پيكار جديد نيز كامل بود . اين زماني بود كه كماندو ها از يو رش ناگهاني استفاده كردند . آنها به هر سو مي توانستند بچرخند و يا بر پشت اسب حركت و يا پياده با پاي برهنه مي دويدند . علاوه بر يورش در سطح زمين آنها قادر به انجام عمليات بر روي آب عليه دشمن بودند .

در جنگ فرانسه و هند در سال ( 1763 ـ 1754 ) ، رابرت راجر مشهور ايده كماندو را كه قبلاً مطرح شده بود را عنوان كرد . راجر شخصيتي گيرا از همان جواني داشت . در روزهايي كه فرماندهان سربازان خود را به خدمت مي گرفتند ، عمليات مي كرد و شيوا و فصيح سخن مي گفت و استدلال او قانع كننده و طريق را به خوبي مي دانست . وي يك ليست با 28 قانون سليم مشترك و يكئ سري دستور هميشگي بر آمادگي عملياتي ، امنيت و تاكتيك تأكيد دارد و وي يك برنامه آموزشي را ايجاد كرد كه در آن خود شخصاً بر كاربرد قونين نظارت مي كرد . در ژوئن 1758 رابرت راجر تمرينات آموزشي آتش زنده را هدايت كرد . عملكردش توسط آمادگي پيوسته و جنبش هاي متهورانه او ترسيم مي شد . هنگامي كه يگان هاي ديگر در فصل زمستان اردو زده بودند كماندو ها با استفاده از كفش مخصوص برف ( چقته ) ، سورتمه و اسكي روي يخ به سمت دشمنان و سرخ پوستان حمله مي كردند . در زماني كه مستعمرات انگليس در حال ستيز و مبارزه بودند ، كماندو هاي راجر جنگ را به دشمنان با گروه ديده باني و يورش تحميل كردند .

معروف ترين مأموريتش يورش شجاعانه او عليه سرخ پوستان آباناكي وحشي بود . ظرف 60 روز 400 مايل از اراضي راجرز با 200 كماندو از طريق سفر با قايق و سوار بر اسب در خشكي اسغال كرد . علي رغم تلفاتي كه در بين راه متحمل شد وي توانست تا عمق خاك دشمن نفوذ كند و مخفيانه به اهدافشان دست يافتند . در 29 سپتامبر 1759 آنها به اقامت گاه سرخ پوستان حمله و آنجا را تخريب كردند و چند صد تن از آنها را قبيله آباناكي را كشتند و ديگر اين قبيله براي آنها تهديدي به حساب نمي آمد .

كماندو ها مشغول گشت زدن در مزرعه ها و دفاع از مستعمرات در برابر حملات پراكنده سرخ پوستان دهه هاي بعدي كردند هنگامي كه زمان مبارزه براي استقلال فرا رسيد كماندو هاي امريكايي آماده بودند .

در 14 ژوئن 1775 ، با جنگ قريب الوقوع ، كنگره اقليمي امريكا طي نشستي آمادگي شش گردان از تفنگداران ماهر را براي حضور در پنسيلوانيا ، دو گردان در ماري لند و دو گردان ديگر در ويرجنيا اعدام كرد . در سال 1777 اين گروه مرزبانان دلير رهبري و تجربه لازم را براي تشكيل چنين گروهي را تحت نظارت دان مورگان و سازمان جورج واشنگتن به دست آوردند و گروه تكاوران ناميده شدند . بنا به گفته ژنرال جان بورگان ، افراد مورگان مشهور ترين ارتش استقلال طلب بودند كه كه همه آنها تير اندازان ماهر بودند .

در طي جنگ هاي استقلال طلبانه امريكا اين كماندو ها فعال حضور داشتند و 150 نفر از برگزيدگان آنها براي تجسس انتخاب شدند و نلتون رهبر آنها در پاسخ به كشته شدن هارلم هايت ، كشته شد .

ديگر اعضاي كماندويي درگير در جنگ هاي استقلال طلبانه توسط فرانسيس ماريون و چريك هاي وي كه چند صد نفر بودند جدا از ارتش واشنگتن و يا با همكاري آنها اقدام به عمليات باتلاق روباه كردند . خارج از باتلاق كارولينا ( مهاجر نشين انگليس در شرق امريكا سكني گزيده بودند ) ، اين كماندو ها ارتباطات بريتانيائيها را قطع و مانع از حمايت سازمان امريكايي هاي وفادار به انگليس در رسيدن به اهداف آنها شدند . بنابر اين آنها اساساً به پيروزي امريكا كمك كردند . در طي جنگ 1812 ، كنگره از كماندو ها خواست تا مناطق مرزي را حفظ كند . در 28 دسامبر 1813 ، دفتر ثبت ارتش نام افسران را براي 12 گردان ثبت كردند معروفترين كماندو ها در جنگ شهري توسط سرهنگ جان اس .مآسباي هدايت شدند . كماندو هاي وي از پشت رودخانه پتومك واقع در واشنگتن شروع به عمليات كردند . از هر سه نفر يگان شناسايي در سال 1862 ، در نيروهاي سرهنگ ماسپاي يكي كماندو و جمعاً 8 گردان تكاوري تا سال 1865 ايجاد شد . وي معتقد بود كه استفاده از تهاجم و يورش غافلگير كننده مي تواند نيروها را مجبور به حفاظت از صد نقطه در يك زمان بكند . سپس به استفاده از تجسس ماهرانه يكي از ضعيف ترين نقاط را انتخاب و به آن يورش مي بردند و پيروزي را تضمين مي كردند . ماسباي تعداد گروهان كوچكي را يعني 20 تا 50 نفر را در مسير مي گذاشت و يك مرتبه به كمك ديده بانان به كل گروه يورش مي بردند .

سرهنگ ترنر آشباي كه در ويرجينيا به خاطر شهامتش معروف بود در فرماندهي به اندازه ماسباي مهارت داشت . كماندو هاي وي و ماسباي خدمات فرارواني را به سازمانهاي هم پيمان كردند . اين كماندو ها در ديده باني و حملات ايذايي و يورشي بسيار ماهر بودند و اين مسائل تهديدات هميشگي بودند و تعداد كثيري از نيروها را به اين تهديدات مشغول مي كرده است .

كماندوهايي كه در طي جنگ داخلي امريكا سهيم بودند را بايد هميشه ياد كرد . اگرچه اغلب در شرح وقايع تاريخي ناديده پنداشته شده اند .

با حضور نيروهاي امريكايي در جنگ جهاني دوم ، مجدداً حضور كماندو ها در صفحات تاريخ ثبت شد. سرتيپ ويليام اداربي اولين گردان كماندويي را در 19 ژوئن 1942 در كريك فرگ در ايرلند شمالي سازماندهي كرد . اعضاي اين گردان داوطلبانه برگزيده اي بودند كه 50 تن از آنها در يورش متهورانه ، ديپس در سواحل شمالي فرانسه بعد از آموزش با كماندو هاي كانادايي . بريتانيايي ، شركت داشتند . اولين گردان كماندويي در نواحي شمالي افريقا يعني آرزيو ، الجزاير و تونس جايي كه مواجه با نا همواري هاي زمين و حملات شبانه بودند دست به عمليات زدند . اين گردان به خاطر انجام عمليات ويژه اي كه در ال گاتر انجام داد ، تقدير نامه اي از رياست جمهوري براي عملكرد ممتاز و برجسته اش دريافت كرد .

دومين و چهارمين گردان كماندويي توسط سرهنگ داربي در افريقا در اواخر جنگ تونس فعال و آموزش داده شد . اين سه گردان نيروهاي كماندويي را شكل دادند . سه گردان كماندويي سرهنك داربي در تهاجم سيسيل در گالا و بيكاتا ارتش هفدهم نيروي زميني را تكاوري كردند و نقش كليدي را در محاصره شهر مسينا ( شمال شرقي جزيره سيسيل ) ايفا كردند . سالرنو ( بندري در جنوب ايناليا ) نيروهاي كماندويي براي نگه داري شانزي پاس 18 روز در برابر 8 پاتك نيروهاي آلماني در جنگ ونافرو جنگيدند و مقاومت كردند . كماندو ها زمستان سختي را تجربه كردند و جنگ كوهستاني را در نفوذ به دشمن آزمودند . در آنزيو ، آنها بر پدافند ساحلي غلبه كردند و شهر را پاكسازي و موز پدافندي را ايجاد كردند .

در شب ژانويه 1944 ، اولين و سومين گردان تكاوري يك حمله نفوذ و تك نشيني را براي رخنه در خطوط دشمن در نزديكي سيزترنا تدارك ديد . نيروهاي نظامي آلماني متوجه اين رخنه و نفوذ شدند و كمين گاه هايي را تاسيس و راه نفوذ را سد كرده اند و مانع كمك نيروهاي پشتيباني به كماندوها شدند . آلمان ها با پياده نظام و تانك ها عليه كماندوها كه به بازوكا ، نارنجك . اسلحه هاي كوچك آنها را تهديد مي كردند ، يورش بردند . اين نبرد به خاطر خسارت هاي وارده به دشمن مهم نشد بلكه به خاطر عمليات قهرمانانه و ناباورانه كماندوهاي امريكايي مشهور شد . دو گردان 761 نفر كشته و 767 نفر اسير داد .

دومين و پنجمين گردان هاي كماندويي در 6 ژوئن 1944 در ساحل اوماها و نورماندي فرانسه عمليات كردند . در طي جنگ هاي سخت كه در امتداد ساحل ها رخ داد كماندوها به شعار هاي رسمي خود رسيدند . همانطور كه موقعيت در ساحل اوماها بحراني مي شد ، سرتيب نورمن دي . كاتا معاون لشكر بيست و نهم پياده مقرر كرد كه نيروهاي مهاجم بايد از خط ساحلي پاك شده و جزيره گسترده تر شود . سپس وي سرهنگ مكس اسچيندر فرمانده هنگ پنجم گردان كماندويي كرد و گفت : « كماندوها راه را نشان دهيد » .پنجمين گردان كماندويي جهت پاكسازي سواحل از نيروهاي مهاجمي به تكاوران اضافه شد .

هنگ پياده 116 و لشكر 29 و گردان هاي دي و ايي و اف و دومين گردان كماندويي مأموريت تسخير چهار توپخانه مخفي آلمان ها را در پينت دو هاك بعد از مواجه شدن با دژ تسخير نا پذير آنها را بر عهده داشتند . اين عمليات شجاعت و دليري بيش از حدي براي بالا رفتن از سخره هاي عمودي تحت پوشش آتش سهمگين مسلسل ، خمپاره انداز و نارنجك و سلاح هاي سبك دشمن و مهاجمان را مي طلبيد .

گردان كماندويي ششم ، در اقيانوس آرام عمليات مي كرد ، تنها يگان كماندويي خوشبخت بود كه اين مأموريت براي او تعريف شده بود و كاملاً هم نيروهايشان سازمان يافته و آموزش ديده بودند . تمامي مأموريت هايش ، در پشت خط دشمن و متشكل از گروههاي كوچك ضربت به اندازه يك دسته بودند و مسئول تجسس در نقاط دور ، گشت زني و وارد كردن ضربات سخت به دشمن بودند .

اين گردان اولين نيروي امريكايي بود كه به فيليپين به منظور انجام مأموريت تخريب توپ هاي پدافندي ساحلي ، ايستگاه راديو و رادار و ديگر وسايل ارتباطاتي و دفاعي به بندر ليته عازم شد . سه روز قبل از حمله اصلي ، گردان ششم كماندويي به دليل طوفان از ناو شكن به جزيره اي در خليج ليته لنگر انداختند . مأموريت آنها تنها با يك ساعت تأخير تكميل شد .

بعداً گروهان سي كه توسط دومين دسته از گروهان اف از ششمين گردان كماندويي تقويت شده بود ، نيروي نجاتي را براي رهايي امريكايي ها و اسيران جنگي كه در كمپ هاي ژاپني ها در كاباناچون گرفتار بودند به آنجا اعزام كرد . آنها 29 مايل در خاك دشمن پياده روي كردند و توسط پارتيزان هاي دوست و ارتش ششم از جوخه آلامو كمك و پشتيباني شدند . آنها حدود يك مايل مسافت را فقط از دشت هاي مسطح گذراندن و پادگان ژاپني ها را كه تقريباً دو برابر پادگان خودشان بود را منهدم كردند و 500 زنداني را آزاد كردند . بيش از دويست نفر از نيروهاي دشمن در اين عمليات كشته شدند . تلفات كماندوها 2 نفر كشته و 10 زخمي بيش نبود .

ديگر يگان كماندويي يگان تركيبي 530 بود كه به عنوان يك يگان نفوذي سازماندهي و آموزش داده شده بود و براي به كار گيري در پشت خطوط دشمن كه توسط ژاپني ها اشغال شده بود ، بكار مي رفت اين يگان توسط سرتيب فرانك دي . مريل و 2997 نفر از يارانش كه بعداً به چپاولگران مريل معروف شدند ، فرماندهي و هدايت مي شد .

افرادي كه در اين تركيب شركت داشتند از سي و سومين هنگ پياده نظام و چهارمين و پنجمين هنگ پياده و ديگر هنگ هاي پياده كه در نبرد جنوب غربي و جنوب اقيانوس آرام شركت داشتند برگزيده شده بودند . اين افراد به درخواست رييس ستاد ژنرال جورج سي . مارشال براي انجام اين مأموريت خطرناك پاسخ مثبت دادند . داوطلبان از لحاظ ذهني و فيزيكي تست شدند و آموزش هاي يگان حركت در جنگل را پشت سر گذاشتند .

قبل از ورود به نبرد شمالي برمه ، چپاولگران مريل تحت نظارت ژنرال اورد . سي وينگيت از ارتش بريتانيا در هندوستان تعليم ديده بودند . اين دسته از فوريه تا ماه ژوئن 1943 به مدت 4 ماه تاكتيك ها و تكنيك هاي نفوذي در قلب دشمن را آموزش ديدند و اين سري از آموزش ها در ابتدا توسط ژنرال وينگيت در عمليات تيپ 77 پياده هند در برمه استفاده شده بود . از ماه فوريه يا ماه مه 1944 عمليات آنها با عمليات لشكر 22 و 38 چيني ها هماهنگي نزديك و كاملي داشت . اين دو گروه براي بازستاندن برمه شمالي و پاك سازي راه براي ساختن جاده لدو كه خط راه آهن هندوستان را به چين وصل مي كرد دست به عمليات مشترك زدند . اين افراد با عبور از جنگل و كوهستان و دره هاكوانگ در شمال غربي برمه و عبور از رودخانه ايراودي 35 مرتبه با سربازان جنگ آزموده ژاپني از لشكر هجدهم در گير شدند . براي عمليات در پشت نيروهاي اصلي ژاپني ها ، آنها براي پيشرفت در جنوب و حركت نيروهاي چيني دست به برهم زدن ارتباطات و خطوط تجهيزات دشمن كردند .

نقطه اوج عمليات مارادورس تسخير فرود گاه ماياتگينا در شمال برمه بود . اين آخرين پيروزي چپاولگران مريل بود . اين يگان با حضور لشكر 475 پياده در تاريخ 10 آگوست 1944 مستحكم شد . در بيست و يكم ژوئن 1954 لشكر 475 مجدداً هنگ پياده 75 را نامزد اين عمليات كرد . اين از يكپارچگي و تعيين مجدد چپاولگران مريل در هنگ پياده 75 بود كه هنگ تكاوران مدرن امروزي عناون رزمي يگاني اخير آنها را دنبال مي كنند .

با پايان جنگ جهاني دوم ، كه به دنبال آن تعداد كثيري از خدمات مرخص شدند و يا منفصل و يا بازنشسته شدند ، يگان كماندويي هم غير فعال شد . خيلي از اعضاي پيشين آن به زودي مجدداً به خدمت نظام براي تشريج مهارت هاي منحصر به فرد خود احضار شدند .

با شيوع خصاوت و دشمن در ژوئن سال 1950 در كره ، احتياج به اين گروه كاملاً مشهود بود . سرهنگ جان جيبسون ون هوتن توسط رييس ستاد مشترك ارتش به عنوان فرمانده برنامه هاي آموزشي هنگ كماندوان در فورت بنينگ جورجيا منصوب شد .

در 15 سپتامبر 1950 ، سرهنگ ون هوتن به رييس ستاد و دفتر رييس نيروي زميني ارتش در فونت مونرو و ويرجينيا گزارش داد . وي اطلاعا داد كه آموزش يگان هاي كماندويي قرار است كه در فورت بينينگ در اولين تاريخ ممكن شروع شود . زمان وقوع در يك اكتبر 1950 با شش هفته آموزش آزمايشي خواهد بود .

دستورات اجرائي برابر تشكيل گردان فرماندهي و چهار گروهان كماندويي هوابرد ايجاب شده بود . در خواست براي داوطلبين كه مايل به پذيرفتن بيشترين خطر را در مناطق رزمي خاور دور را داشتند كم رنگ و نا پديد شده بود .

در لشكر 82 هوابرد ، نتايج فرا خوان براي داوطلبين تعجب آور بود . بعضي بيشتر از 5000 نفر چتر باز را تخمين زده بودند . روند ظالمانه و تفكيك كننده نيروهاي خوب از بد شروع شد . هر كجا ممكن بود ، اين انتخاب توسط افسران كه فرماندهي گروهان ها را عهده دار بودند ، انجام مي گرفت . درست شبيه آن ايامي كه رابرت راجر سرباز گيري مي كرد .

اولين گروه از سربازان انتخاب شده به فورت بينينگ در 20 سپتامبر اعزام شدند . آموزش از روز دو شنبه 2 اكتبر 1950 با سه گروهان از هوابران متخصص آغاز گشت . اين يگان در 9 اكتبر سال 1950 موفق به اتمام دوره به گروه سفيد مشهور بودند و ديگر گروه ، مشغول طي كردن آموزش بود . چتر بازان سياه از اعضاي اسبق هنگ پياده هوابرد 505 و گردان توپخانه ضد هوايي 80 و لشكر 82 بودند . در ابتدا 4 گروه كماندويي را تدارك ديدند و آنها به زودي به گروهان هنگ دوم پياده را استخدام كردند و تنها بخش موثق ارتش همين يگان هاي كماندويي مشكي پوش در تاريخ امريكا بوده است .

تمامي داوطليبين از سربازان حرفه اي بودند كه ، با كوله باري از تجربه و آموخته ها كه اغلب يكديگر را آموزش مي دادند . بعضي از آنها هنگ هاي كماندويي اصلي را يافته بودند و اولين گروه از نيروهاي ويژه و يا دفتر سرويس هاي استراتژيك در جنگ جهاني اول شكل گرفت . بيشترين مربيان از اين گروه انتخاب شدند . خيلي از چهره ها جوان اما بسيار كار آموخته و با تجربه بودند و زيرا آنها در جنگ جهاني دوم در عمليات هاي مختلف شركت كرده بودند . 

آموزش طاقت فرسا و شامل عمليات هاي هوابرد و آب ـ خاكي كه شامل فرود با چتر از ارتفاع پائين در شب و انهدام ، خرابكاري ، نبرد رودررو و نزديك با دشمن و استفاده از نقشه هاي خارجي است . تمامي نيروهاي مسلح و گروه هاي كوچك نظامي امريكايي و گروه هاي همتاي دشمن كاملاً حرفه اي هستند . ارتباطات و كنترل آتش توپخانه ، نيروي دريايي و آتش پدافند هوايي بسيار مهم و اگر آموزش آنها در شب صورت مي گيرد وضعيت فيزيكي و رژه آنها بايد موزون و ثابت قدم باشد . سرهنگ ون هوتن اذعان كرد كه هدف از اين كار ، آماده كردن يك گروهان براي پياده روي 40 تا 50 مايل و عبور از مناطق مختلف بين 12 تا 18 ساعت پياده روي است . آنها همچنين بايد شنا كردن در آبهاي سرد و يخي را ياد بگيرند و توان پياده روي خود را افزايش دهند .

هيچكس مجبور به ماندن در وضعيت كماندويي به عنوان داوطلب نبود . بعد از روند خصمانه تقسيم و حذف افراد ، هر گروهان 30% از نيروي خود را مي بايست حفظ مي كرد . به اين دليل بود كه بعد از جنگ عده كثيري منفك شدند . در طي آموزش يك اتومبيل نظامي با پرچم سفيد در مسير حركت مي كرد و هر كس كه فكر مي كرد كه ديگر نمي تواند به اين امر ادامه دهد سوار بر آن مي شد و افراد ديگر نه او را آزار و نه مسخره مي كردند و وسايل شخصي خود را از خوابگاه قبل از اينكه ديگران برگردند بر مي داشت و از آنجا با آن جيب يا خودرو ترك مي كرد .

اولين دوره آموزش خود را در 13 نوامبر 1950 تمام كرد . اولين ، دومين و چهارمين گروهان براي سفر به خارج از كشور با كشتي آماده شدند و سومين گروهان كماندويي براي ارزيابي آموزش دوره دوم ، پنجم ، ششم ، هفتم و هشتم آماده شدند . اگر افراد اين گروه را داوطلبان هوابرد از لشكر 82 هوابرد تشكيل مي داد . سومين گروهان كماندويي بعد از اتمام آموزش دومين گروهان يا دوره دوم به خارج از كشور اعزام شد .

اولين گروهان هنگ پياده يا هوابرد فورت بنينگ را در 15 نوامبر 1950 به مقصد كره ترك كردند و در 17 دسامبر 1950 به دومين لشكر پياده پيوست . به دنبال آنها طولي نكشيد كه دومين و چهارمين گروهان كه در 29 دسامبر وارد شدند و دومين گروهان كماندويي به لشكر هفتهم پياده پيوست و چهارمين گروهان كماندويي به عنوان سر فرماندهي هشتمين نيروهي زميني ارتش امريكا و اولين لشكر سواره نظام منتخب شد .

افسران در فورت بنينگ از مدت ها قبل بكار گيري يگان هاي كماندويي را مطالعه كرده بودند و در رابطه با بكار گيري يك گروهان تنهاي كماندويي شك داشتند . آنها فهميدند كه سازمان گردان پياده كماندويي به آنها مزاياي زيادي را واگذار كرده از جمله بكار گيري تاكتيك هاي بهتر در مواقع ضروري . آنها باور داشتند كه فرماندهان گردان كماندويي يعني يك سرهنگ بتواند به طور مؤثر با افسران جزء لشكر و يا افسران ارشد ستادي كنار بيايد و يا اينكه به طور مؤثر عمليات انجام دهد و معتقد بودند كه يك سروان بهتر مي تواند از عهده اين كار بر آيد و عمليات ها در سطوح مختلف سازماني بايد هدايت مي شد .

علا رغم توصيه آنها ، سازمان همان طور دست نخورده باقي ماند . يك گروهان پياده كماندويي يا هوابرد در هر لشكر پياده باقي ماند و گروهان ها در سطوح ارتش تعيين و به لشكر هاي پياده نظام متصل شدند . در سرتاسر زمستان 1950 و بهار 1951 ، كامندوها در گير جنگ بودند . جنگجويان آواره ابتدا به يك هنگ متصل سپس به ديگري پناه مي بردند . آنها در خط مقدم مسئول ديده باني ، گشت زني ، يورش ، كمين ، حملات كماندويي و به عنوان نيروهاي ضد حمله و پاتك مجبور به استرداد شكست هاي احتمالي بودند .

در هر 18000 لشكر پياده ، 112 گروهان كامندويي موجود بود و يك رغم غير قابل تصوري را ثبت كرده بودند ، اكنون در تاريخ نظامي گري امريكا روحيه داوطلبين كماندو به مراتب بهتر از قبل است . آنها داوطلبين ارتش يا آموزش هاي هوانوردي يا تكاوري و رزمي هستند . آنها نيروهاي داوطلب امريكايي بودند كه در جنگ كره شركت داشتند . هنگامي كه ايالت متحده زماني كامندوها از طريق هوا ، زمين و آب به جنگ فرستاده شدند . اولين گروهان پياده نظام كماندويي به منظور جهت يابي اعزام شد و سپس با يك يورش جسورانه در شب به پشت خطوط دشمن در 9 مايلي توانستند آنها را منهدم كنند . به طوري كه تأسيسات آنها بعداً توسط اسيران دوازدهمين لشكر فرماندهي كره شمالي قابل تشخيص بود . چنان هر دو هنگ كره شمالي دچار توحش و اضطراب گشتند كه به سرعت از هيبت نيروهاي امريكايي عقب نشيني كردند . اولين هنگ در قلب جنگ اصلي يعني چيپ يانگ ني و مي ماساكر واقع شده بود . شرح تفصيلي واقعه در دو بخش جداگانه نگاشته شده است .

هنگ كماندويي دوم و چهارم در مانسان ني نيز درگير عمليات گسترده اي شد جايي كه روزنامه زندگي عمليات گشتي هاي كماندويي را در شمال موازي با سنگر گردان سي و هشتم گزارش كرد . گروهان دوم كماندويي فضاي خالي بحراني و حساس ايجاد شده توسط نيروي متحده در حال عقب نشيني را پوشاند و گروهان چهارم كماندويي تدارك يك يورش جسورانه آبي را در هوا چون دام ديد . گروهان دوم كماندويي كه به سومين لشكر پيادهنظام پيوسته بود شعار « مرگ ، حرام زاده ، مرگ » تبليغ مي كرد و پنجمين گروهان كماندويي در كنار بيست و پنجمين لشكر پياده مي جنگيد و در پنجمين فاز حمله چيني ها شجاعانه عمل كرد . هر كسي را كه مي يافتند جمع آوري مي كردند و فرمانده گروهان كماندويي مسير را براي يگان هاي پياده نظام هموار مي كردند . در بخش شرقي ، كماندو ها اولين يگاني بودند كه سنگر گروهان سي و هشتم دشمن عبور كرد .

هشتمين گروهان پياده كماندويي به بيست و چهارمين لشكر پياده ملحق شد . آنها به گروه شياحلين معروف شده بودند . 33 نفر از اين گروهان بين خطوط نبرد با دو گروهان شناسايي چيني ها گرفتار شدند و 70 نفر از چيني ها كشته شدند و گروهان كماندويي 2 كشته و 3 زخمي دادند كه همه آنها را توانسته به خطوط خودي منتقل كنند .

چيز زيادي از بهره برداري آنها نگاشته نشد . آنها در اندازه هاي مختلفي چون جوخه ، گروهان و گردان در خطوط مقدم و لجمن عمليات مي كردند . براي ديگران آن خطوط جهنم بود حال آنكه براي كماندوها اين خطوط به منزله محراب بود . از گروهان هاي كماندويي به عنوان تير انداز نيز استفاده مي شد و گاهي يگان را در لجمن باقي مي گذاشتند كه دشمن را درگير كند و هنگ پياده بتواند تغيير جهت دهد . يك گروهان كماندويي تا اينكه فرمان قطع فوري حمله را از هواپما دريافت نمي كردند هرگز دست از جنگ نمي كشيدند و به محض دريافت اين پيام به مأموريت ديگر تن مي دادند .

شهرتي وجود نداشت . تنها در زماني كه يك خبرنگاربه اين يگان ملحق مي شد به محض رسيدن به لجمن قبل از اينكه بتواند داستانش را تكميل كند كشته مي شد .

نوشته شده است كه پيدا كردن جايگزين براي اين يگان ها يك مشكل اساسي بود . علي رغم دريافت تلفات سنگين ، 40 تا 90% از توان اصلي خود ، كره اي ها در خنثي كردن بسيار زيرك و ماهر بودند و سريعاً از لحاظ نفر روسيه تجهيز مي شدند .

تنها تفاوت بين افراد گروه كماندويي كره و ديگر گروه كماندويي ، فرصتي است كه براي جنگ كردن در اختيار ايالات متحده قرار داده شده است . وظيفه مايه عبرت كماندوها است . گروهان هاي كماندويي مطابق با نظم و وظايفشان در يالات متحده ، آلمان و ژاپن عمل مي كنند .

در سال 1950 تا 1951 ، اين نگراني وجود داشت كه اتحاد جماهير شوروي به اروپا حمله كند . در پايان جنگ جهاني دوم ، نيروهاي جنگنده خود را ازآن قاره وارد اروپا كرد . ناگهان ، به انضمام حمله به كره ، امريكا مجبور به آماده شدنبراي جنگ اصلي در اروپا شد . ششمين گروهان پياده كماندويي يكي از عناصر اصلي در باز سازي نيروهاي امريكايي در اروپا بود . با ملحق شدن به اولين لشكر پياده ، جسارت و نظم و قدرت خاصي را از خود به جاي گذاشت . ششمين گروهان كماندويي ، اولين گروه كمانمدويي و چتر باز بودند كه دستورات فرماندهان را كاملاً انجام مي دادند .

سرهنگ ون هوتن و پرسنل وي به منظور پشتيباني از يك مركز آموزش كماندويي ، فرماندهي آموزش كماندويي را را طراحي و بر تشكيل اداره آموزش ارتش بر تشكيل گردان هاي كماندويي تأكيد ورزيدند . جدول پيشنويس سازماندهي طوري مهيا شد كه در آن چهار گروهان پياده كماندويي از جمله به گروهان فرماندهي ، گروهان خدمات ، بهداري و هنگ پياده كماندويي ديده شد . پيشنهاد براي تشكيل گردان كمـاندويي در كره و يا تشـكيل يك گردان كه بتـواند با صـد و هفتاد و هفتمين گردان شناسايي هوابرد هماهنگي برقرار كند داده شد . اين امر باعث سهولت در آموزش و عمليات هوابرد مي شد . فرمانده ، فرماندهي كاريبان يك گردان كماندويي مي خواست . سرهنگ ون هوتن از التزام و اجبار ناراحت بود اما در خواست رد شده بود .  

در ژوئيه ( ماه هفتم ) 1951 ، هشتمين ارتش امريكا در كره ، پيغامي را به تيمسار فرماندهي اولين لشكر زرهي و دومين و سومين ، هفتمين ، بيست و چهارمين و بيست و پنجمين لشكر پياده ارسال كرد كه مضمون آن پيام غير فعال كردن گروهان هاي كماندويي در كره بود و از اين گروه به دليل هوشياري ذهني ، استقامت بدني و كيفيت رهبري قدر داني كرده بود و بيان كرده بود كه چتر بازان شايسته در اين يگان ها به صد و هشتاد و هفتمين گروه آر . بي . تي انتقال داده خواهند شد .

در 22 اكتبر 1951 ، دفتر فرماندهي نيروهاي زميني ارتش امريكا يك عنوان مستقيمي را تحت اين جمله « تأسيس دوره هاي كماندويي در مدارس نظامي » را منتشر كرد .

در 5 نوامبر 1951 ، آخرين گروهان پياده كماندويي غير فعال اعلام شد . افرادي كه در يگانهاي كماندويي در جنگ كره شركت كرده بودند حالا بايد پرچم هاي كوچك نظامي و يگاني را جمع آوري و به تاريخ هديه مي كردند . يعني تمامي حماسه ها و خاطرات و دستاورد ها را بايد به تاريخ مي دادند . كهنه كاران نظامي هوابرد و يگان هاي كماندويي در جنگ كره در شكل نيروهاي ويژه امريكايي بايد شكل مي گرفتند كه خيلي از آنها در ويتنام به اين تمايز رسيده بودند .

با افزايش درگيري امريكا در ويتنام ، كماندوها مجدداً براي خدمت به كشورشان فراخوانده شدند . 14 گروهان كماندوي مجزا با داوطلبين بسيار مشتاق به يك منطقه غير نظامي در ويتنام اعزام شدند . آنها كماندو ها را در تيپ ، لشكر و يگان هاي نيروي زميني تقسيم كردند و براي عمليات هاي تجسس و تحقيق به دور دست فرستادند و توانستند اطلاعات رزمي بسيار ارزشمندي را كسب كنند . در انتهاي جنگ در ويتنام ، اين يگان ها غير فعال بودند و اعضاي آنها در يگان هاي مختلف ارتش تقسيم شدند . خيلي از آنها به لشكر 82 هوابرد در فورت برگ در كاروليناي شمالي منتقل شدند . به هر حال ، دو يگان گشي تجسس در ساختار نيروهاي ديده شد و به گارد ملي ارتش انتقال داده شد و به عنوان گروهان كامندويي هوابرد پياده تعين شدند و اين يگان ها به جاي كمين و حمله از تجسس و شيوه هاي رادار گريزي استفاده كردند . به هر حال آينده گردان كماندويي به چندين مسير مختلف ختم شد .

ژنرال آبرام ، رييس ستاد ارتش در پائيز 1973 به ضرورت وجود يك نيروي مؤثرو متحرك و خوب آموزش ديده پي برد و دستور فعال كردن اولين يگان كماندويي را در حد گردان بعد از جنگ جهاني دوم داد . اين ژنرال اعلام كرد : « گردان كماندويي قرار است منتخب و حرفه اي ترين گردان پياده نظام در روي زمين باشد .» . گرداني كه بتواند با دست خالي و سلاح ، بهتر از هر كس ديگري عمل كند . گردان عاري از هر اوباش و راهزن و سرگردنه كيري بود و اگر اين گردان متشكل از اين افراد مي بود بايد تحريم مي شد و هر جايي كه گدان پاي مي گذاشت بايد به وضوح مشخص مي شد كه بهترين است .

اولين گردان كماندويي ، هفتادو پنجمين لشكر پياده ، به طور رسمي در 8 فوريه 1974 در فورت استوارد ، جورجيا بعد از سازماندهي و آموزش در فورت بنينگ جورجيا ، فعال شد . دومين گروه كماندويي ، از هفتاد و پنجمين لشكر پياده در 1 اكتبر 1974 تشكيل شد . اين يگان هاب منتخب نهايتاً يك مقر فرماندهي در پايگاه هوايي شكاري ارتش به ترتيب در جورجيا ، فورت لويس و واشنگتن تأسيس كردند .

در 25 اكتبر 1983 در طي صف آرايي نيروهاي امريكايي در جزيره گرانادا براي محافظت از اتباع امريكايي و بازگرداندن دموكراسي ، نقش اين گردان كماندويي و تصميم به جاي ژنرال آبرامر بسيار مشهور شد . طي اين عمليات ، اولين و دومين گردان كماندويي يك حمله جسورانه چتر بازي را از ارتفاع 500 متري را انجام دادند و توانستند فرودگاه پونيت الين تسخير و شهروندان امريكايي را كه در كمپ تروبلو بودند را نجات دهند و يك عمليات تهاجمي هوايي را براي نا بود كردن نيروهاي مقاومت آنها انجام دهند .

در نتيجه تأثير گردان هاي كماندويي ، دفتر ستاد ارتش در سال 1984 طي بيانيه اي اعلام كرد كه وظيفه فعال نيروهاي كماندويي با فعال كردن ستاد فرماندهي هنگ كماندويي در طي 40 سال گذشته به حد اكثر سطح خود رسيده است . اين يگان هاي جديد ، يعني سومسن گردان كماندويي ، هفتاد و پنجمين لشكر پياده ، مقعر فرماندهي هنگ كماندويي در 3 اكتبر 1984 در فورت بنينگ ، جورجيا شكل گرفته اند . مراسم احياي اين يگان گامي در جهت ايجاد يك هنگ كماندويي در آينده است و پلي جهت ارتباط با تجارب جنگي گذشته از جمله جنگ با كره است .

اين يگـان بعـداً به عنوان هفتـاد و پنجميـن هنـگ كمـاندويي مشهور شد . و اوليـن بـاري بود كه سـازمـاندهي يك چنين هنگ گستـرده اي به طـور رسمي با مقعر فرماندهي و گردان تشكيل مي شد . فقط در زمان جنگ جهاني دوم مقعر فرماندهي نيروهاي كماندويي يك چنين هيبتي داشت و فقط 2000 نفر سرباز در آن مشغول خدمت بودند .

 

 

تاریخچه نیروهای تکاور

 

سال 1959 سرگرد رابرت راجرز ، كه اهل هام شر (Hamshire) بود ، در طي جنگ فرانسه و سرخپوستان ( هنديها)  9 گروهان مستعمران آمريكايي استخدام كرد تا با انگليسيها بجنگد و روشها و تاكتيكهاي عملياتي نيروهاي تكاور ويژگي ذاتي مرزنشينان آمريكايي است . اگرچه ، سرگرد راجرز اولين فردي بود كه براي آنها تأمين سرمايه كرد و آنها را در تصميمات و نيروهاي جنگي سازمان يافته دائمي خود شريك نمود .

روشهاي جنگي كه اولين تكاوران به كار مي بردند ، در طي جنگ انقلابي لكونل دنيل مورگان كه گروهي را با نام « تفنگداران مورگـان » تشكيل داده بود پيشرفت داده شدند . طبق نظر ژنرال برگواين ، افراد مورگان  مشهورترين سپاه ارتش قاره اي بودند و همه آنها به تيراندازي خود مي باليدند فرانسيس ماريان معروف به « روباه مرداب » جنگ انقلابي مشهور ديگري را با نيروهاي تكاور سازماندهي كرد كه به « پارتزنهاي ماريان » شهرت يافتند . پارتزنهاي ماريان در گروههاي 10 تا چند صد نفري به وجود آمده بودند و مستقل از عوامل ارتش اصلي واشینگتون وارد عمليات مي شدند .

آنها با انجام عملياتهايشان در خارج از مردابهاي كارولينا مذاكرات انگليسيها را بهم زدند و از حمايت سازمان سلطنت خواهان نسبت به انگلستان جلوگيري نمودند ، كه اين امر اساساً منجر به پيروزي آمريكا شد .

جنگ داخلي آمريكاييها ، دوباره فرصت ديگري را براي تشكيل واحدهاي مخصوصي مثل نيروهاي تكاور فراهم ساخت .

جان اس موسي كا استاد بكارگيري دقيق و ماهرانه سواره نظام يكي از شاهكارترين افراد تكاوران متفق بود ، او معتقد بود با روي آوردن به حملات تهاجمي ، مي توان دشمن را مجبور به حفاظت از صدها منطقه نمود ، و سپس به يكي از ضعيفترين نقاط حمله برد با اطمينان پيروزي را بدست آورد .

با دخالت آمريكا در جنگ جهاني دوم ، نيروهاي تكاور فرصت يافتند تا در صفحات تاريخ رقم خورند .

سرگرد ويليام ـ ا ـ داربي در تاريخ 19 جون ، 1942 اولين گردان تكاور را در دومين ، و پنجمين گروهانهاي تكاوران را در روز آغاز تك ، در منطقه ساحل omanda فرود آمدند . اين يكي از تلخ ترين مبارزات تكاوران در طول ساحل بود كه در طي آن تكاوران شعار رسمي خود را بدست آوردند . هنگامي كه شرايط در ساحل Omanda بحراني تر مي شد ، فرمانده بيست و نهمين لشكر پياده نظام اعلام كرد كه تمام نيروها بايد در ساحل آشكارا و در روي زمين پيشروي كنند . سپس به سرهنگ دوم ماكس اشنايدر فرمانده پنجمين گروهان گفت : تكاوران راه را نشان مي دهند . فرمانده پنجمين گروهان تكاور نيز ، نيروهاي نوك حمله را فشرده تر كرد ، بنابراين افراد هم پيمان قادر شدند تا خود را از تهاجمات ساحلي دور سازند .

ششمين گروهان تكاور ، در اقيانوس آرام عمليات انجام دادند ، آنها در پشت خطوط دشمن مأموريتهايي را كه شامل شناسايي ، شليكهاي سخت و حملات مسلحانه طولاني مدت بود را انجام دادند . آنها جزء اولين گروههاي نظاميان آمريكايي بودند كه به فيليپين بازگشتند ، و مهمترين تأسيسات ساحلي آنها را قبل از تهاجم ويران ساختند . جنگي هم پيمان را از زندانهاي چادرهاي منطقه كاباناتان نجات دهند .

از انواع ديگر نيروهاي تكاور مي توان پانصد و سي اُمين واحد مركب  « موقت» را نام برد كه به عنوان نيروهاي مقاومي سازماندهي و تربيت شدند تا در پشت خطوط نيروهاي دشمن نفوذ كنند و در جنگ با ژاپن برما Burma را اشغال كنند . فرمانده اين واحد ژنرال بريگيدير(Brigadier) ( آخرين ژنرال اصلي ) يا فرانك ري مريل (Frank . D. Meril) بود كه در 2997 افسر او به عنوان مردان « غارتگر مريل » شهرت يافتند .

اعضاي تشكيل دهنده گروه تكاور « غارتگران مريل » داوطلباني بودند كه از پنجمين ،‌ صد و پنجاه و چهارمين و سي و سومين هنگهاي پياده نظام و همچنين ديگر هنگهاي پياده نظام كه در جنگهاي جنوب غربي و جنوبي اقيانوس آرام شركت داشتند . اين افراد در پاسخ به دعوت رياست ستاد ،‌ ژنرال جورج سي مارشال براي انجام مأموريتهاي خطرناك داوطلب شده بودند . اين افراد نيروي بدني زياد و استقامت زيادي داشتند و تعليمات پرورشي در جنگلها را گذرانده بودند و از نظر انجام عملياتهاي جنگي مورد آزمايش قرار گرفته بودند .

قبل از ورود اين نيروها به گردان برمه شمالي ، غارتگران مريلي در هندوستان تحت نظارت ويژه ژنرال اردك وينگيت در ارتش انگلستان تعليم داده مي شدند . در آنجا آنها از تاريخ فبريه يا جون سال 1943 براي يادگيري تاكيتكهاي نفوذي طولاني مدت و روشهاي پيشرفته و ساختگي ژنرال وينگيت پرورش مي يافتند . عملياتهاي اين نيروهاي غارتگر ، همزمان با عملياهاي بيست و دومين و سي هشتمين لشكرهاي چيني ها بود كه براي نجات و ترميم مناطق شمالي برما حركت كرده بودند و راه را براي ساختن جاده Leda  آماده ساخته بودند . اين جاده راه آهن هندوستان را در  Leda  به جاده قديمي برما در چين متصل مي كرد . غارتگران نيز حركت خود را آغاز كردند و در جنگلها و بر روي كوهها از دره Hakwung در شمال غربي برما تا  Myttkyina  و رودخانه  Irrawawdy جنگ كردند .

در پنجمين حمله اصلي و سي اُمين  حمله اصلي توانستند سربازان مجرب را از لشكر هجدهم ژاپني ها را شكست دهند . با انجام عمليات در پشت نيروهاي اصلي ژاپني ها بوسيله سازماندهي خطوط ذخيــره اي و ارتباطات ، اين امكان را فراهم نمودند تا چيني ها در قسمت جنوبي پيشرفتهايي را بدست آورند . بقيه اعضاي باقيمانده در 475 اُمين هنگ پياده نظام كه آخرين جنگ خود را در 3 ـ 4 فوريه سال 1945 انجام داد ، پيوستند .

اين هنگ پياده نظام  به عنوان پيشواي 75 اُمين هنگ تكاور امروزي است .

اندكي بعد از وقفه جنگ كره در جون 1950 ، هشتمين گروه تكاوران ارتشي از داوطلبان واحدهاي آمريكايي شكل گرفته شد . اين گروهان در كره تشكيل شدند و در راه رسيدن به رودخانه Yalu در طي جنگي با انجام عملياتهاي نوك حمله اي مقابل 5 حمله دشمن پايداري كردند .

در سپتامبر 1950 اداره پيام رساني ارتش ، از داوطلبان براي پرورش يافتن به عنوان تكاوران نيروي هوايي دعوت كرد . در 82 اُمين دسته نيروهاي هوايي ، 5000 يگان چترباز داوطلب شدند و از بين آنها 900  نفر براي تشكيل 8 گروهان منظم تكاور نيروي هوايي ارتش انتخاب شدند . 9 گروهان اضافي نيز از ميان نيروهاي ارتشي و نيروهاي گارد ملي رسته هاي پياده نظام انتخاب شدند . اين 17 گروهان نيروهاي هوايي تكآوران در فورت بناين Fort  Beniny) ) و گرجستان تحت تعليم و فعاليت قرار گرفتند و تمرينات اضافي را نيز در كوههاي Colorado انجام مي دادند .

در سال 1950 و 1951 حدود 700 نفر از بين افراد گروهانهاي اول ، دوم ، سوم ، چهارم ، پنجم و ششم نيرو هاي هوايي تكآوران با افراد دسته هاي پياده نظام در كره جنگيدند . با حملات آبي ، هوايي ، خاكي اين شش گروهان نيروهاي تكآور هوايي توانستند حملات مسلحانه اي ترتيب داده و عميقاً در خطوط دشمن نفوذ كنند و در برابر كره شمالي و نيروي هاي چيني عمليات محرمانه اي را ترتيب دهند . در تاريخ نيروهاي تكاور ، آنها اولين افرادي بودند كه از راه پرش مي جنگيدند . پس از مداخله چيني ها ، اين تكآوران اولين گروههاي آمريكايي بودند كه از 38 اُمين سنگري كه موازي با مناطق محاصره شده بود ، عبور كردند . دومين گروهان نيروهاي هوايي تكآوران در تاريخچه ارتش آمريكا تنها واحد نيروهاي تكاور آفريقاي شمالي بودند . افراد گروهان تكاور ششم نيز در جنگ با كره براي  آزادي خود تاوان خونين و سنگيني دادند . تنها يكي از شش گروهان شجاع و برادر در ميدان جنگ با  كره شكست خوردند .

ديگر گروهانهاي نيروهاي تكاور ، با نيروهاي پياده نظام ايالات متحده و آلمان و ژاپن همكاري كردند . اعضاي اين گروهانها همان داوطلبان جنگ با كره در نقش نيروهاي پياده نظام بودند . تكاوري به نام ران پورتر Donn porter پس از مُردن ، به عنوان برنده مدال افتخار معرفي گرديد . در 14 اُمين جنگ كره ، تكاوران به عنوان افسران اصلي نقش داشتند و 12 نفر از بين آنها سرهنگ و افسر درجه دار ارشد شدند وبه عنوان رهبران شهرها ايفاي مسئوليت نمودند.

در طي جنگ ويتنام ، 14 گروهان نيروهاي تكاور متشكل از اعضاي داوطلب بسيار فعال از Mekong  Detta تا DMZ طبقه بندي شدند . با توجه به گروههاي جدا شده آنها و دسته ها و واحدهاي نيروهاي زميني ، آنها نيروي عظيمي را تشكيل داده بودند . عملياتهاي شناسايي و انفجاري در مناطق استقرار دشمن باعث افزايش دانش جنگي قابل توجهي مي شوند . با وجود اينكه در ابتداي امر اين نيروها در گروهانهاي LRP و LRRP قرار داشتند ،‌ بعداً به عنوان اعضاي P,O,N,M,L,K,I,H,G,F,E,D,C يا 75 اُمين نيروي پياده نظام تكاور طبقه بندي شدند .

در پي جنگ ويتنام ، نياز به نيروهاي پرورش يافته و با قابليت عكس العمل سريع تشخيص داده شد و رئيس ستاد ارتش ژنرال ابرام (Abrams) پس از جنگ جهاني دوم دستور فعال سازي واحدهاي نيروهاي تكاور جنگي را صادر كرد . اولين و دومين نيروهاي تكاور جنگي و 75 اُمين نيروي پياده نظام تشكيل شدند . اولين گروه تكاوران جنگي در fort Benning  گرجستان پرورش يافتند و در 8 فوريه سال 1974 در Fort  Stewart شروع به فعاليت كردند . دومين گروه تكاوران در گرجستان و در تاريخ 3 اكتبر سال 1974 فعال شدند .

در حال حاضر اولين گروه جنگي در نيروي هوايي ارتش در Hunter مستقر هستند . دومين نيروي جنگي در Fort  Lewis واشنگتن مي باشد .

دور انديشي تصميـم ژنرال آبرام Abram ، درست مثل كارامدي نيروهاي جنگي تكاوران ، به مردم ايالات متحده ثابت شد . زيرا در اكتبر 1983 ، در پي حمله آمريكا به ايسلند درGrenada ، اين نيروها از شهروندان آمريكايي آن منطقه حمايت كردند و دموكراسي را دوباره بر پا ساختند . همان طور كه انتظار مي رفت نيروهاي تكاور راه را هموار ساختند . در طي اين عمليات نيروهاي تكاور با نام مستعار « خشم فوري » حمله هوايي جسورانه و كم ارتفاعي را ترتيب دادند . ( در حدود 500 فيت ) تا توانستند فرودگاه ( Point  salines ) را تصرف كنند و سپس براي چند روزي به عملياتهاي خود ادامه دهند . تا اينكه ساكنين منطقه موفق شده و توانستند دانشجويان رشته پزشكي آمريكا را در آن منطقه نجات دهند .

در نتيجه نمايش كارآمدي نيروهاي تكاور جنگي ، اداره ستاد ارتش در سال 1984 اعلام كرد كه در طي 40 سال اخير نيروي واحدهاي تكاور بوسيله فعال سازي واحد تكاور ديگري به خوبي مي توانند درجه افسران و فرماندهان خود را در بالاترين حد خود افزايش دهند . اين واحدهاي جديد سومين نيروهاي جنگي تكاور ، 75 اُمين نيروهاي پياده نظام ، مراكز فرماندهي تكاوران و 75 اُمين نيروهاي پياده نظام بودند كه باعث افزايش نيروي تكاوران ارتشي شدند كه واقعاً بيش از 2000 سرباز براي هر واحد نيروهاي تكاور طرح ريزي شده بود .

در20 دسامبر سال 1989 ، 75 اُمين هنگ نيروهاي تكاور دوباره فرصت نمايش كارآمدي خود را در جنگها پيدا كردند براي اولين بارپس از شناسايي اين نيروها در سال 1984 ، افسران مراكز فرماندهـي و ديگر نيــروهاي جنگــي تكاوران در عمليات « تنها دليل » در پاناما صف آرايي كردند . در طي اين عمليات 75 افسر تكاور با اجراي عمليات هوايي به فرودگاههاي Riohata و Tocumen / Torrijos حملات خود را به سمت پاناما هدايت كرده و باز سازي حكومت دموكراسي را در پاناما آسانتر ساختند و از آمريكاييهاي مقيم آن منطقه نيز حمايت كردند .

در فواصل بين 20 دسامبر سال 1989 تا جون 1990 عملياتهاي پي در پي ديگري نيز بوسيله افسران در پاناما اجرا شدند .

در اوايل سال 1991 ، عوامل 75 اُمين نيروهاي افسران تكاور به عربـــــستان سعودي رفتند تا از عمليات « طوفان صحرا » حمايت كنند .     

در اگوست سال 1993 ، عوامل 75 اُمين نيروهاي افسران تكاور به سومالي رفته و به حمايت از عمليات « باز سازي اميد » شتافتند و در نوامبر 1993 بازگشتند .

 

 

آیین تکاوری

R : با علم به اين كه من به عنوان يك تكاور داوطلب شده ام ، به طور كامل مي دانم كه شغل منتخب من بسيار پر خطر است . من هميشه بايد در تقويت شخصيت ، عزت و افتخار و بالا بردن روح رفاقت و همكاري در خود تلاش كنم .

A : اين حقيقت را كه يك تكاور ، سربازي برجسته است كه در برنده ترين لبه هاي جنگهاي زميني ، هوايي ، آبي حضور دارد ، اطلاع دارم . من پذيرفته ام كه به عنوان يك نيروي تكاور ، مردم سرزمينم از من انتظار دارند كه در طول جنگ از سربازان عادي جلوتر و سريعتر حركت كرده و خيلي سختتر از آنها بجنگم .

N :‌ هرگز نبايد در برابر دوستان خود كوتاهي كنم و همواره از نظر فكري خود را آگاه و از نظر جسمي خود را نيرومند و از نظر اخلاقي خود را استوار نگه دارم . و خود را صد درصد بيشتر از انجام وظايفي كه بر عهده دارم ، موظف و مسئول بدانم .

G : شجاعانه به تمام جهان نشان دهم كه من به صورت ويژه اي انتخاب شده ام و سربازي هستم كه به خوبي تربيت شده ام . رفتار مؤدبانه ام در برابر افسران ارشد ، پاكيزگي لباسهايم و مراقبت از وسائل و تجهيزاتم بايد نمونه بارزي براي سربازان ديگر باشد تا از من پيروي كنند .

E : با انرژي كامل در مقابل دشمنان كشورم ايستادگي مي كنم و بايد آنها را در جبهه جنگ شكست دهم چرا كه من به خوبي تعليم يافته و با تمامي قوا مي جنگم . شكست در دنياي تكاور وجود ندارد . هيچگاه دوست مجروح خود را ترك نمي كنم تا او به دست دشمن بيفتد و در هيچ شرايطي موجب گرفتاري كشورم نمي شوم .

R :‌ با آمادگي كامل ، نيروي فيزيكي و جسمي دروني خود را نشان داده و براي تحقق اهداف نيروهاي تكاور مي جنگم و مأموريت خود را به پايان مي رسانم حتي اگر در جبهه جنگ تنها فرد زنده باشم ادامه مي دهم .

MILAD ME مي گويد:
| 1396/8/19 - 15:00 | پاسخ دادن

سلام من سرباز ارتش هستم پادگان شهید سید عبدالحمید انشاءی نزاجا 02 چطور میتونم عضو نیرو های مسلح بشم یعنی همینجا مشغول به کار شم؟؟ دیپلم دارم و سه سال صابقه بسیج

پرويز مي گويد:
| 1396/3/31 - 23:46 | پاسخ دادن

سلام خداقوت.چگونه ميتونم برم تكاور،نيروهاي ويژه ؟؟تشكر

میلاد مي گويد:
| 1395/11/17 - 18:57 | پاسخ دادن

سلام. من دانشجو فوق دیپلم برق هستم
میخواستم بیینم چجوری میتونم برم دانشگاه افسری??لطفا راهنمایی کنید

امیرحسین صالحی مي گويد:
| 1395/10/16 - 21:41 | پاسخ دادن

باسلام خدمت همه دوستان ببخشید من امسال دیپلم میگیرم و اصن هم به رشتم کار ندارم فقط میخوام عضو تکاوران بشم

reza مي گويد:
| 1395/10/2 - 14:08 | پاسخ دادن

سلام ببخشید میخواستم بپرسم برای ثبت نام تو تکاوری عایا از کدوم رشته ها بر میدارین ؟ من در ساله دیگه دیپلمم رو میگیرم و میخواستم ببینم عایا راهی نداره که زودتر آموزش ببینم واقعا خیلی علاقه دارم حتی تو این راه حاظرم جونمم بدم با تشکر ممنون میشم جواب بدین🙏

محمد مي گويد:
| 1395/9/3 - 1:43 | پاسخ دادن

سلام علیکم.من امسال پیش دانشگاهی هستم رشته علوم انسانی و معدل کل سو دبیرستانم14 هست آیا راهی واسه تکاور شدن هست سنم هم 17 سال هست.با تشکرات

جواد مي گويد:
| 1395/8/1 - 16:14 | پاسخ دادن

سلام
من فوق دیبلم دارم.چطوری باید تکاور بشم

حمیدرضا مي گويد:
| 1395/7/27 - 19:47 | پاسخ دادن

سلام من 21 سالمه وخدمتم رو تموم کردم دیپلم معماری دارم و رزمیکا در رشتهی کیک بوکسین هستم ممنون میشم که آیا میشه که من در دوره های آموزشی تکاوری شرکت کنم. و اینکه از سلامت جسمانی سالمی برخردار هستم .باتشکر.

محمد مي گويد:
| 1395/7/2 - 7:51 | پاسخ دادن

سلام ببخشیددرسم تاراهنمای هست بعدکارت بسیج فعال دارم میتونم تکاور شم

محمد مي گويد:
| 1395/5/18 - 22:47 | پاسخ دادن

سلام خسته نباشید -ببخشید من لیسانس هستم و میخوام برم سربازی -ایا در سربازی میشه دوره ی تکاوری رفت ؟با تشکر

نظرات



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی